حانیه حسینی در فاز3 سریال سرزمین کهن و سریال عاشقانه ها

هنرمند خردسال “حانیه حسینی” هنرجوی آموزشگاه سینمایی اندیشه نو در فاز 3 سریال “سرزمین کهن” پذیرفته و به ایفای نقش پرداخت.

 

 

هنرمند خردسال “حانیه حسینی” هنرجوی آموزشگاه سینمایی اندیشه نو در سریال “عاشقانه ها” پذیرفته و به ایفای نقش پرداخت.

 

یاسین حسن پور درفیلم کوتاه “درحین سکوت”

آقای یاسین حسن پور هنرجوی بازیگری گروه کودک و نوجوان برای فیلم “در حین سکوت”پذیرفته و به ایفای نقش می پردازد

هنرمند نوجوان “آقای یاسین حسن پور” هنرجوی آموزشگاه سینمایی اندیشه نو در پشت صحنه فیلم کوتاه “در حین سکوت

هنرمند نوجوان “آقای یاسین حسن پور” هنرجوی آموزشگاه سینمایی اندیشه نو در پشت صحنه فیلم کوتاه “در حین سکوت

محمد حسین عزتی در سریال شهرزاد2

هنرمند نوجوان “آقای محمدحسین عزتی” هنرجوی آموزشگاه سینمایی اندیشه نو در سریال “شهرزاد۲” پذیرفته و به ایفای نقش می پردازد.

هنرمند نوجوان “آقای محمدحسین عزتی” هنرجوی آموزشگاه سینمایی اندیشه نو و آقای “مصطفی زمانی” در پشت صحنه سریال”شهرزاد۲

هنرمند نوجوان “آقای محمدحسین عزتی” هنرجوی آموزشگاه سینمایی اندیشه نو و خانم “ترانه علیدوستی” در پشت صحنه سریال”شهرزاد۲

 

بررسی تاثیرات اجتماعی –فرهنگی سینما بر جامعه

عنوان مطالعه : بررسی تاثیرات اجتماعی –فرهنگی سینما بر جامعه

 

وجيهه احمديان شالچي

ناهيد ارديان مقدم

 

مقدمه :

گفته اند و به حق هم گفته اند كه سينما سه ضلع دارد : هنر ، صنعت و تجارت ، از اين سه ضلع ، ضلع اول با فرهنگ به طور كلي و با فرهنگ هر قوم به نحو اخص سر و كار دارد . صنعت و تجارت سينما نيز زير مجموعه اي از كل ساختارهاي صنعتي و تجاري هستند كه فرهنگ در نحوه عمل ، تعبير و تفسير و شيوه ارتباط نهادهاي آنها با هم تاثير مي گذارد . بنابراين براي فهم سينما به طور كلي و سينماي يك كشور به نحو خاص نمي توان از عناصر و وي‍ژگيهاي فرهنگي غفلت كرد . براي فهم بهتر چيستي ها و چگونگي هاي سينماي امروز ايران نيز مي بايست سينما را به عنوان يكي از عناصر فرهنگي در اين كشور در نظر آورد و بعد در چارچوب فرهنگ ايران ، به فهم مولفه ها و وي‍ژگيهاي سينماي اين كشور دست يافت .

تكنولوژي سينما در ايران از آغاز كاملاً وارداتي بوده و هنوز هم اين چنين است . بدين ترتيب بسياري از مشخصه هاي فرهنگي ناشي از تكنيك و صنعت سينما در سينماي ايران نيز به همان  طريق وارداتي بروز كرده است . محدوديتها و امكانات دوربين هاي گوناگون ، عدسي ها ، فيلم خام ، لابراتوار ، و … در اينجا نيز همانست كه در ديگر كشورها ، البته با اين تفاوت كه ما هنوز توان بهره گيري درست و بهينه از همين امكانات موجود را كمتر داريم .

 

 

چكيده :

همگان می‌دانیم سینما برگرفته از مسائل جامعه‌شناختی و موضوعاتی است كه در دل جامعه وجود دارد. با این وجود این مسئله در جهان یا دست كم در ایران كمتر مورد تحقیق قرار گرفته است. در این صورت، سینما برای مسائل شهری، جامعه‌شناختی و به صورت كلی فرهنگ شهری چه دستاوردی می‌تواند داشته باشد؟

امروزه نقش و تاثیر سینما بر تمامی نهادهای زندگی بشر بر همه روشن است. سرمایه، وقت و انرژی كه برای تولید فیلم در پیشرفته‌ترین كشورهای دنیا صرف می‌شود، حاكی از آن است كه نتیجة قطعی تاثیر سینما در حوزه‌های مختلف به اثبات رسیده است.با این وجود، برخی فكر می‌كنند رشد صنعت فیلم در هالیوود یا دیگر كشورها تنها به واسطة سودآوری مالی آن است. ولی همان‌طور كه مستحضر هستید بسیاری از گرایش‌ها، خواست‌ها و راهبردهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی امروزه از طریق سینما اعمال می‌شود.این نشان می‌دهد كه برای بسیاری از دست‌اندركاران و سرمایه‌گذاران سینما، نقش هدایتگر و راهبردی آن در ایجاد ذهنیت افكار عمومی و ایجاد پشتوانه ذهنی و بسترسازی فرهنگی ثابت شده است.

 

تاثیر سینما بر زندگی مردم

روزانه صد ها فیلم در سینماهای مختلف دنیا به روی پرده می رود. وحاصل آن میلیاردها دلار درآمد برای شرکت های فیلم سازی و سرگرمی میلیون ها انسان در سراسر این کره خاکی است.دیگر امروزه فیلم و سینما جزء جدایی ناپذیری از زندگی آدمی است وبه عبارت دیگر بشر را وابسته خود کرده است.در دنیای امروز خیلی از ماها شاید تصور یک روز بدون فیلم وسینما بودن را هم نتوانیم بکنیم. در کشورهای توسعه یافته که مردم برنامه مشخصی برای سینما رفتن و فیلم دیدن دارند این وابستگی بیشتر مشهود و ملموس است.در کشور ما نیز به تبع سینما مخاطبان خاص خود را دارد اگر چه نسبت به گذشته وهمچنین نسبت به سایرکشورها مخاطبان بسیار کمتری دارد ولی به هیچ وجه نمی توان تاثیر عمیق سینما را بر زندگی مردم و روابط اجتماعی نادیده گرفت.

کافیست کمي در اطراف خود دقت کنیم آنوقت تاثیر رسانه به ویژه سینما و تلوزیون را بر زندگی و اجتماع خود خواهیم دید . مثلا در هنگام پخش طنز شبهای برره اصطلاحات و الگو های این سریال به وضوح در جامعه دیده می شد . یا مثلا بسیاری از مدها ومدل ها ابتدا در سینما نمایش داده می شوند و سپس مردم از آنها الگو برداری می کنند . البته این موضوع به کشور ما محدود نمی شود در همه جای دنیا نشانه هایی از این تاثیر وجود دارد . کافیست کمی به تاثیر انیمیشن هایی مانند شرک ,عصر یخبندان و بن تن بر روی بچه ها فکر کنید آنوقت متوجه عمق این تاثیر می شوید . پس ازگذشت چند سال از پایان فیلم مرد عنکبوتی هنوز هم لباس مرد عنکبوتی در اسباب بازی فروشی ها یافت می شود . یا عروسک شخصیت های این فیلم ها از پر طرفدارترین و پر فروشترین عروسک ها به شمار می آید.

 

 

تأثیر فیلم و سینما بر کودکان

فیلم و سینما به عنوان یکی از مهم ترین وسایل ارتباط جمعی در زندگی روزمره افراد، داد و ستدهای اجتماعی، ساختار زندگی انسان ها، چگونگی برقراری ارتباطات درون گروهی و برون گروهی و حتی اندیشه هر فرد برای چگونه زیستن است. به طوری که می توان ادعا کرد اندیشه ها، عقاید، نگرش ها و در یک روند کلی، فلسفه زندگی انسان ها با فیلم شکل می گیرد، تغییر می کند، اصلاح یا تخریب می شود.

به عنوان مثال زوجی در حال جدایی، با دیدن فیلمی که در آن یکی از طرفین با گذشت و ایثار تداوم دهنده زندگی مشترک می شود، یا نمایش عواقب و عوارض طلاق، دوباره به هم پیوند می خورند و این چیزی جز تأثیر اعجاب انگیز فیلم روی افراد نیست.

با اندکی دقت در زندگی روزانه افراد، می توان به نقش فیلم در سلیقه سازی و پرورش افکار عمومی پی برد و دریافت که از این راه اندیشه ها و سلیقه های نو در افراد شکل گرفته و ایجاد می شود و حتی در کردار و سلوک آنان نیز نمایان می شود. اینجاست که بیش از پیش به وظیفه خطیر هنرمندان و فیلم سازان در سازندگی با سقوط فرهنگی ملل پی برده می شود.
فیلم ساز با استفاده از فنون سینمایی و به کارگیری موضوعات خاص، می تواند جامعه را به مراتب عالی انسانی رهنمون شود و یا تا حضیض ضلالت و خصایص حیوانی نزول دهد.
در این بحث سعی داریم گریزی بر آفت فعلی جامعه داشته باشیم. این پرچمدار تهاجم فرهنگ چیزی نیست جز ماهواره و فیلم هایی که از طریق امواج، افکار و خواسته های کشورهای عربی را به دیگر جوامع تزریق می کند.

تأثیر کلی فیلم ها

 

محتوای فیلم ها می تواند تماشاگر را در حالتی مثل خواب مصنوعی قرار دهد. به طوری که اگر حوادث نمایش داده شده در فیلم، در محیط واقعی روی دهد، واکنش های خفیف تری را برمی انگیزد، یا شاید چنان عکس العمل هایی به همراه نداشته باشد. البته این تأثیرات روی تمام افراد یکسان نیست. موقعیت و مشخصات تماشاگر هنگام تماشای فیلم از یک سو، و جنبه فنی و مضمون فیلم عوامل دو گانه ای هستند که باید در توجیه و نوع تأثیر پذیری تماشاگر در نظر داشت. به هر حال فیلم بیشترین تأثیر را روی گروه کودک و نوجوان و افراد کم دانش می گذارد.

تأثیر فیلم ها حتی در بازی های کودکان نمود می یابد، تأثیر تخریبی فیلم ها تا آنجا است که تحقیقی در فرانسه نشان داد کودک یا نوجوانی که بیش از یک بار در هفته به سینما می رود نیازمند مراقبت روان پزشکی است. زیرا تأثیر تخریبی فیلم های ساخته شده در این کشورها (که به صورت قاچاق و غیر مجاز وارد ایران هم می شوند یا از طریق امواج ماهواره ای، موزیانه وار و از طریق والدین ناآگاه به منازل ما می آیند) که بر اثر تحریک شدید احساس و ایجاد آشوب اختلال در عواطف و هیجانات ایجاد می شود بسیار بیشتر از نقش تربیتی آن است.

شدت تأثیر فیلم ها از آن جهت است که برای کودک، فیلم چیزی جز واقعیت نیست. به عبارتی کودک برای فیلم ها جنبه تصوری و خیالی قایل نیست. از نظر او آنچه که می بیند جزئی از زندگی واقعی است. خصوصاً هنگامی که محتوای فیلم برای کودک جذاب و دارای کشش باشد، مثل فیلم هایی که پر است از حرکات دفاعی یا ورزش های روزمی برای پسران! اینجاست که کودک غرق تماشای فیلم می شود و آنچنان در فضای کودکان و حتی نوع لباس بازیگر متمرکز می شد که وجود خود را از یاد می برد و همراه و هم پای هنرپیشه ایفای نقش می کند. شخصیت بازیگر را می پذیرد و چنان در قالب نقش هنرپیشه فرو می رود که انگا هر اتفاقی برای هنرپیشه می افتد برای خود او روی داده است. بدین سبب همراه با بازیگر شاد می شود، غمگین می شود، مضطرب و پریشان در حوادث می ماند و…

خلاصه این که کودک در ذهن خود و گاه در عمل، فیلم را بازی می کند. بسیاری اوقات بزرگسالان نیز به طور غیر ارادی تحت تأثیر فیلم، حرکت های فیزیکی بازیگر آن را تقلید می کنند و مسلم است که با جذاب تر شدن محتوا، عمق تأثیر فیلم بر افراد شدت می گیرد. نمونه بارز این مدعا هنگامی است که هنرپیشه در فیلم سیگاری روشن می کند و به دنبال او، بیننده نیز، با تقلید آنی از حرکات و سلوک هنرپیشه به صورت ناخودآگاه و غیرارادی، سیگاری روشن می کند!

 

 

تقلید آنی

گاه تأثیر فیلم ها از حد تقلید آنی فراتر می رود و مدت ها زندگی فرد را دگرگون می کند و ساخت شخصیتی او را پایه ریزی می نماید یا تغییر می دهد، چرا که خواسته ها، آرزوها و احساسات انسان در فیلم ها به نمایش درمی آید. طبق تحقیقات، تأثیرپذیری کودکان هشت تا یازده سال بسیار شدید است. کودک به فیلم دل می بندد، فعالانه در ماجراهای آن شرکت می کند، دنبال وقایع را با ذهن خلاق خود حدس می زند و با قهرمانان فیلم – خصوصاً شخصیت های محبوبش – منطبق می شود. در این سنین قهرمانان فیلم از نظر کودک قوی ترین انسان ها هستند. کودک نسبت به بدی و خوبی فیلم نامه با آنچه را می بیند چیزی جز واقعیت نمی داند. آنچه مهم است اتفاقات و آدم هاست: این که هنرپیشه چه کار می کند و در برخورد با ماجراها چه واکنش هایی از خود بروز می دهد.

کم کم با ورود به دنیای نوجوانی و بلوغ، چیزي که در درجه اول اهمیت قرار می گیرد خصوصیات آدم هاست. رفتار، حرکات شیوه لباس پوشیدن، آرایش مو و… هنرپیشه آن قدر مهم می شود که نوجوان سعی می کند از نظر ظاهری خود را با او هماهنگ کند و برای او اهمیتی ندارد که رفتار و کردار هنرپیشه محبوبش مغایر با ارزش ها و فرهنگ خاص جامعه باشد. این مسأله در حد افراطی خود، به پرستش هنرپیشگان منجر می شود.

 


خطر اساسی

فیلم های مبتذل خطرات اساسی برای فرد و جامعه به دنبال دارد. تأثیر تخریبی فیلم هایی که به صورت قاچاق و غیر مجاز وارد کشور می شوند، به جرأت غیرقابل تخمین است. از آنجایی که این گونه فیلم ها تا حد زیادی با ارزش ها و فرهنگ موجود در جامعه ما در تضاد هستند مشاهده این گونه فیلم ها نقش عمده و اساسی در ایجاد مشکلات گوناگون خصوصاً مشکلات جنسی در کودکان و نوجوانان دارد. اکثر این فیلم ها حاوی مضامین غیر اخلاقی هستند و صحنه های انحرافی فراوانی در آن ها به نمایش گذاشته می شود. این گونه فیلم ها نه تنها برای کودکان و نوجوانان، بلکه برای جوانان هم بسیار مضر و خطرناک است. زیرا امور جنسی را به صورتی بسیار نامناسب به نمایش درمی آورند و جوانان را از دو جنبه روانی – اجتماعی مورد تعارض قرار می دهند و جامعه را به سمت انحطاط اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی می کشانند.
مسموم شدن ذهنیت نسل جوان و آینده ساز هر جامعه، به منزله از بین رفتن هویت شخصی و ملی آن کشور است. دیدن فیلم های نامناسب، ره آوردی به جز آموختن اعمال خلاف و تهی شدن فرهنگ و تمدن کشور به ذهن جوانان و آینده سازان دربر دارند. جوان و نوجوان می آموزد دروغ بگوید، پرخاشگری کند، و غرایز خود را برای هر نوع ارضاء آزاد بگذارد.

غریزه جنسی از بدو تولد به صورت غیرمتمرکز در طفل وجود دارد و به تدریج تغییر شکل می دهد و مسلم است اگر به صورت طبیعی و در شأن انسان تکوین و تکامل یابد، سرانجام کانون مقدسی به نام خانواده را پی ریزی می کند؛ اما چنانچه راه به خطا بپیماید، نه تنها زندگی فرد را به انحطاط و زوال می کشاند، بلکه جامعه را به افسار گسیختگی و هرج و مرج اخلاق سوق می دهد. جالب این که اندیشمندان و متفکران جوامع غربی، خود این وضع را مورد انتقاد قرار می دهند.

 

نقش رسانه ها در تغییر تفکرات جوامع بشری

یکی از موارد و محورهای اصلی مطالعات جامعه شناسان وسایل ارتباط جمعی (رسانه های گروهی) بررسی آثار و کارکرد این وسایل در دو سطح خرد و کلان می باشد.

در مورد تاثیر رسانه های گروهی بر زندگی فردی و اجتماعی انسان ها به طور عمده سه نظریه ی جامعه شناختی وجود دارد که عبارتند از:

1 –  برخی بر این باورند که میزان تاثیر گذاری رسانه بر زندگی انسان نامحدود است.

2 –  گروهی دیگر کارکرد رسانه های گروهی را بی تاثیر می دانند.

3 –  عده ای معتقدند که تاثیر رسانه های گروهی مشروط است و میزان تاثیر گذاری آن را در محدوده ی شرایط محیطی ارزیابی می کنند.

البته دیدگاهی افراطی در برخورد با رسانه های گروهی مطرح بوده است که از زمینه ی خاص فکری و تجربه های اجتماعی ویژه منبعث می شود. برخی بر این باورند که وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند نسلی تازه را برای اولین بار در تاریخ انسان پدید آورند. نسلی که با نسل های پیشین بسیار متفاوت است.

« لازار سفلد» در تبیین این دیدگاه می نویسد:

« بسیاری تحت تاثیر همه جایی بودن وسایل ارتباط جمعیو قدرت بالقوه ی آنان به سختی هراسان شده اند. در سمپوزیومی، یکی از شرکت کنندگان نوشت: قدرت رادیو را می توان با قدرت بمب اتم مقایسه کرد» .

برخی دیگر بر این عقیده اند که وسایل ارتباط جمعی تاثیر چندانی بر مخاطبین خود ندارد. به نظر این دسته از اندیشمندان «دوران سبع » وسایل ارتباطی و با آن دوران رواج عقاید تند و اسناد اثرات جادویی و خارق العاده به وسایل ارتباط جمعی پایان یافته است.  

برآیند نهایی و دوری از افراط گرایی این است که وسایل ارتباط جمعی و ابزار اجتماعی – فرهنگی به معنای عالی آن است و از این جهت اثرات چشمگیری بر جای می گذارند، اما این آثار نه آن چنان است که هیچ محدویتی نشناسد، یا آن که چنان ناچیز است که هیچ اعتنایی را شایسته نباشد، باید دید حدود تاثیر این وسایل چیست و در چه شرایطی این تاثیرات محدودیت می یابند یا قویت شدنی هستند.؟

با تمام این اقوال، آن چه بدیهی به نظر می رسد، آن است که به دور از آثار مثبت و منفی آن باید اذعان داشت که پیدایش دگرگونی های اجتماعی و تغییر ارزش های اجتماعی از مواردی است که در نتیجه ی کارکرد رسانه ها صورت تحقق به خود می گیرند. از سوی دیگر این وسایل در فرایند تهاجم فرهنگی و مقابله با آن، جنگ روانی، استعمار ملت ها در امر باز سازی و دستیابی به توسعه یافتگی، تحقق هدف های آموزشی به سرگرمی و غیره کاربرد مؤثری دارند.

امروزه در عصر انفجار اطلاعات دیگر این حقیقت به خوبی اثبات شده است که از نظر کارکردهای آموزشی، رسانه ها سهم و نقش قابل ملاحظه ای در انتقال میراث فرهنگی و فکری بشری در میان ملل و انسان ها دارا هستند.

در واقع با ظهور وسایل ارتباط جمعی پیشرفته، فرایند آموزش از انحصار مدرسه و آموزش گاه ها خارج شده و جهان پهناور به عرصه ی آموزش تبدیل گردیده است. در این فرایند وسایل ارتباط جمعی، محدودیت هایی از قبیل مکان و زمان، محدودیت سنی، محدودیت های اقلیمی و… از میان برداشته شده و در زمینه ی سیاست و حکومت، همان گونه که رسانه ها بر تصمیمات سیاست مداران و هیات حاکمه اثر می گذارند، به منزله ی ابزاری در دست حکومت ها دارای کاربرد و کار آمدی محوری هستند.

با مراعات و لحاظ کردن جنبه های مثبت و منفی کارکرد رسانه های گروهی، این پدیده می تواند از یک سو سبب وحدت، همبستگی و وفاق ملی شود و از سوی دیگر حکومت ها می توانند از این پدیده در ایجاد همگونی، جهت دهی افکار عمومی و هماهنگ سازی نظریات توده ی مردم و جامعه نسبت به نظام سیاسی و کارکردهای آن استفاده کنند، به طوری که در نظام های استکباری، صدا و سیما و مطبوعات، ابزاری قوی و مؤثر برای بیعت گرفتن از مردم و جامعه می باشند . تا آن جا که از مطبوعات که مهم ترین و بارزترین وسایل ارتباط جمعی است به عنوان « رکن چهارم » یاد می شود.

بنابراین در تقسیم سه گانه می توان کارآمدی این پدیده ها را در موارد ذیل مشاهده کرد:

1 – عامل انتقال ارزش ها و هنجارهای فرهنگی;

2 – ساماندهی ارتباط خانواده و فرد با دنیای خارجی;

3 – تاثیر گذاری بر نهادهای سیاسی اجتماعی جامعه.

بر این اساس حیات سیاسی اجتماعی بشر امروز به شدت تحت تاثیر رسانه های گروهی قرار دارد. با در نظر گرفتن این واقعیت مسلم که پیام های رسانه ها هرگز از جنبه های سازنده و مخرب خالی نبوده، ضروری است به مطالعه و بررسی پدیده ی ارتباطات و آثار و کارکردهای آن بیش از پیش پرداخته شود.

اهمیت این کار از آن جهت است که رسانه های گروهی با کارکرد خود، و با استقاده از دو عنصر اطلاعات و پیام، به صورت امواج صوتی تصویری و غیره با هم در نوردیدن مرزها بر افکار و اذهان انسان ها اثر نهاده و به کنش ها و رفتارهای فردی و اجتماعی آن ها جهت می دهند . پیام هایی که در قالب امواج صوتی، تصویری و یا کتاب و یا مجله در جهان امروز انتشار می یابد در برخی موارد سبب ظهور و شکل گیری حوادث، رخدادها و رویدادهای سیاسی مهمی در واحدهای سیاسی و در عرصه ی کشورها و حتی جهانی می گردند . به عنوان مثال تولید و نمایش یک فیلم سینمایی، یا یک مقاله و یا یک کتاب که جنبه ی توهین به اعتقادات و باورهای دینی یک آیین را دارد، در فاصله ی کوتاهی به یک پدیده ی سیاسی مهم تبدیل می گردد.

 

تنوع و گستردگی ارتباطات در عصر کنونی

از ویژگی های عصر حاضر، ماشینی شدن زندگی، افزایش جمعیت، تقسیم کار و مشاغل، تخصصی شدن فعالیت ها، بسط و گسترش حوزه های مشاغل و حرف، تنوع امکانات بهره وری و…است.

در چنین دنیایی رسانه های گروهی و ارتباطات از نقش حیاتی در زندگی بشر برخوردار بوده و در عین حال متنوع و گسترده می باشند. برخی از شناخته شده ترین و شاخص ترین انواع ارتباطات عبارتند از: ارتباطات سازمانی (اداری)، ارتباطات اقتصادی، ارتباطات مدیریتی و بالاخره ارتباطات سیاسی.

ارتباطات سازمانی در فعالیت های مؤسسات و سازمان ها بر قرار است; ارتباطات اقتصادی محدود به قلمرو فعالیت های اقتصادی است; ارتباطات مدیریتی در شاخه های صنعتی، مدیریت تجاری و مدیریت آموزشی و مدیریت سیاسی جریان دارد. ارتباطات سیاسی نیز به حوزه ی مملکت داری، ارتباط میان حکومت، شهروندان و کشورها با یکدیگر مربوط می شود. سینمای اجتماعی، برخلاف بسیاری از گونه‌های اجتماعی، برای موفقیتش معمولاً نیازمند حضور در زمان حال است.

این سینما، با آحاد اجتماع به معنای عام و بدون هیچ گونه تمایزی برخورد دارد. اگر سینمای كودك و نوجوان با مخاطب سنی روبه‌روست؛ اگر سینمای جنگ با طرفداران موضوع جنگ یا علاقه‌مندان به هیجان روبه‌روست؛ اگر سینمای حادثه، سینمای تخیل، سینمای سیاسی، سینمای ملودرام و هر گونه دسته‌بندی دیگری را كه به حساب می‌آوریم، در برابر گروه خاصی از مخاطبان تعریف ‌شده قرار گیرند، سینمای اجتماعی مجبور است به اندازه‌ی همه‌ی طبقات اجتماعی و به اندازه‌ی مجموع آن‌ها فكر كند، خلاقیت به خرج دهد و توان هنری خود را به كار گیرد .

عرصه‌ی كار سینماگر اجتماعی، پهنه‌ی اجتماع است؛ از اجتماع وام می‌گیرد و به اجتماع بازتاب می‌دهد . هر اندازه این بازتاب به برابری یك ‌‌به‌ یك نزدیك‌تر باشد، توفیق بیش‌تری به دست می‌آید . اجتماع نیز واجد همه‌ی اقشار است و همه‌ی روابط زندگی به‌ طور ملموس در آن دیده می‌شود.

تخیل، فلاش بك و فلاش فوروارد، در سینمای اجتماعی كم دیده می‌شود، زیرا قهرمان روایت در این گونه‌ی سینمایی، در اجتماعی حركت داده می‌شود كه عناصر قابل محاسبه و غیرقابل محاسبه در كنار هم در آن جاری هستند؛ عناصر قابل محاسبه را می‌توان به قوانین اجتماعی نسبت داد و عناصر غیرقابل محاسبه را به تك‌تك آحاد جامعه و رفتار آن‌ها . بنابراین، هر گونه پیش‌فرض یا اندیشه درباره‌ی گذشته، به سادگی جاری نخواهد شد.

در سینمای اجتماعی، نقش قوانین قابل محاسبه، نقشی است جدی؛ نمی‌‌توان قهرمانی را به حركت درآورد و از او كنش گرفت، اما از درون كوچك‌ترین قوانین او را عبور نداد. حتی در آثار سینمای اجتماعی فیلمسازی مثل «مسعود كیمیایی»، با آن‌كه قواعد خودش را دارد، باز هم اصول اجتماعی حاكم است و در كشاكش رعایت و عدم رعایت آن‌ها روایت به جلو هدایت می‌شود. به هر حال، اجتماع، زمانی مجموعه‌یی پیوسته و سازمان‌یافته شمرده می‌شود كه هر عنصر آن، كاركرد معقول و طبیعی خود را در كنار دیگر عناصر بروز دهد.

در سینمای اجتماعی نمی‌توان به شكلی صریح، هنجارهای عرضی و حتی قراردادی را كه از ریشه‌های فرهنگی برخوردارند، نقض كرد. اگر چنین شود، به علت آن‌كه موجب اختلال ذهنی تماشاگر می‌گردد، ناخواسته نیرویی منفی را در برابر خود پدید می‌آورد.

سینمای اجتماعی مجبور است در زمان حال حركت كند؛ رویدادهای زندگی تماشاگران در جایی آرشیو نمی‌شوند و تماشاگر به مفهوم عام، كم‌تر به گذشته رجوع می‌كند، بنابراین نمی‌توان در گذشته سیر كرد. پیش‌تر هم گفته شد كه نمی‌توان به صراحت درباره‌ی آینده نیز در این گونه‌ی سینمایی روایت‌پردازی كرد، اما زمان حال نیز به مفهوم سال و ماه اكران فیلم نیست.

رویدادهای اجتماعی، عمر كوتاه ندارند و می‌توان با ظرافت به آن‌ها تمسك جست و داستان ‌پردازی كرد. اگر یك فیلم اجتماعی بتواند به موضوعی توجه كند كه ذهن مخاطبان را درگیر كرده و آن‌ها را احاطه نماید، در صورت پردازش درست، حتی تماشاگری را كه بدان روایت علاقه‌یی نشان نمی‌دهد را جذب خواهد كرد.

سینمای اجتماعی باید به تضادها و تناقض‌های درون اجتماع نگاه درست داشته باشد. قرار دادن این تضادها و تناقض‌ها در مقابل هم و خلق روایتی طبیعی، از نخستین كارهای سینماگر اجتماعی است.

اگر «آژانس شیشه‌یی» بازتاب بسیار می‌یابد، به علت طرح نقطه ‌نظرات متفاوت اقشار مردم در برابر قهرمانانی است كه استدلال‌های مختلفی دارند. در چنین روایتی، همه گونه تماشاگری به صورت طبیعی دعوت دارد.

بدیهی است كه در سینمای اجتماعی، هنجارهای اجتماعی نیز باید تأیید شوند و خرده گرفتن و نقد بعضی هنجارها باید به گونه‌یی باشد كه اصول اخلاقی و انسانی خدشه‌دار نشود.

نمی‌توان با یك اثر اجتماعی، اغتشاشاتی در ذهن تماشاگر ایجاد كرد؛ حتی اگر هنجارهایی در سطح اجتماع بسیار كم ‌رنگ شده و ناهنجاری‌هایی دیده می‌شود ، باز هم اثر اجتماعی نباید سلامت هنجاری را فراموش كند .

برای نمونه، نمی‌توان به پدیده‌ی « زن‌بارگی» پرداخت و آن‌گاه در سیر روایت ،  وقتی شخصیت منفی فیلم در برابر هنجار قانون قرار گرفت ، در قانون نیز ایجاد شك كرد . فراموش نكرده‌ایم كه در فیلمی، قهرمان داستان پیرو تصور باطل خود، به كشتن زنان فاسد می‌پرداخت و هنگامی كه گرفتار شد و دریافت كه همسرش خیانت نكرده بود، به پلیس گفت كه: «تو خودت خیلی مطمئنی كه در غیاب تو، همسرت رفتار سالمی دارد» ؟

نمی‌توان در این سینما ، به همین راحتی، در باور عمومی اجتماع خدشه ایجاد كرد ، هر چه ‌قدر هم كه علاقه‌مند باشیم مثلاً نسبت به موضوع و معضل زنان فاسد و مردان زن‌باره توجه ایجاد كنیم و رفع معضل آن‌ها را در روایت خود خواستار شویم .

سینمای اجتماعی نمی‌تواند به صراحت در برابر تماشاگر ، بعضی موضوعات را بكوبد . هنر روایت‌پردازی در این‌جا به كار می‌آید تا سخت‌ترین و ناهنجارترین روایت اجتماعی، با زبان هنری بیان شود و ذهن تماشاگر را درگیر كند.

برای این گونه روایت‌پردازی، « نوبت عاشقی» را هم می‌توان مثال آورد كه با روایت موضوع خیانت از سه منظر، حتی در صحت اقدام قاضی شبهه ایجاد كرد و عدم قطعیتی را جاری ساخت. این نوع روایت‌پردازی در سینمای اجتماعی، هیچ‌گاه توفیق پیدا نمی‌كند.

سینمای اجتماعی، سینمای پیچیده‌گفتن و مغلق‌نمایی نیست؛ سینمای ساده‌گفتن از روابط اجتماعی است. سینمای اجتماعی با انسانی سروكار دارد كه علاوه بر شخصیت حقیقی، شخصیت حقوقی هم می‌یابد، بنابراین علاوه بر روانشناسی، نیازمند جامعه‌شناسی است.

سینماگر اجتماعی نمی‌تواند در اجتماع حاضر نباشد؛ نمی‌تواند در گوشه‌‌های شخصی خویش پناه گرفته و داستان‌پردازی كند . روایت این سینما ، از درون روابط جاری اجتماع گرفته شده و تنها تمایزش با آن‌چه كه در واقعیت دیده می‌شود ، می‌تواند در نگرش روایت‌پردازانه‌ی سینماگر باشد .

درباره‌ی سینمای اجتماعی ایران، دیدگاه‌های متفاوتی ابراز می‌شود؛ گروهی موافق و گروهی مخالف . گاه از نظرگاه تخصصی و هنری حرف زده می‌شود و اثری را در امتداد دیگر آثار سینماگرش تحلیل می‌‌كنند ، گاه از منظر روایت‌پردازی سخن می‌گویند و گاه به بازتاب اقتصادی كه از تماشاگر گرفته شده است می‌پردازند.

معمولاً مخاطب در این گونه‌ی سینمایی كه داستان از او گرفته شده و پس از فرآوری به خودش عودت داده می‌شود، كم‌تر مورد نظر است و چنان‌چه بازی رقمی هم شروع شود ، به آمارهای فروش بلیت استناد می‌كنند.

كم‌تر سینماگری پیدا می‌شود كه جرأت داشته باشد و درصد اشغال ظرفیت‌های سالن‌های نمایش فیلم موصوف را اعلام كند تا مشخص شود كه تماشاگر از منظری دیگر هم بازتابش دریافت شده است.

بسیاری از آثار سینمایی كه در سال‌های اخیر تولید شده، پاسخ مساعدی از تماشاگر نگرفته‌اند؛ در این باره ، هر ‌گونه تحلیلی صورت می‌گیرد ، از برخورد با مناسبت‌های تقویمی گرفته تا نارسایی تبلیغ، اما كم‌تر شنیده می‌شود كه زمان اكران فیلم را با اجتماعی واقعی بسنجند و در این ارتباط به تحلیل بنشینند؛ البته رفتار سینمای ما این گونه می‌نماید كه نیازمند این نیست كه به این بعد رفتاری اجتماع توجه كند.

سینمای ما در هزارتوی صنفی، هیاهوی دسته‌بندی‌شده‌ی رسانه‌ها و پول‌هایی كه از دولت گرفته، احساس نمی‌كند كه باید آمار تماشاگران خود را بالاتر ببرد؛ حتی از منظر اقتصادی، به علت ایجاد حریم‌های مطمئن، كم‌تر پیش آمده كه موضوع تماشاگر و همراهی او با روایت مطرح باشد.

سینمای ما از نظر اقتصادی هم بلندپرواز نیست. سینماگران ما حتی حرص مال دنیا را هم ندارند كه اگر می‌داشتند، با لحاظ كردن سودجویی اقتصادی در وجه مثبت و كسب درآمد بیش‌تر، هم اجتماع موجود را جلب می‌كردند و هم از مرزها می‌گذشتند.

سینمای اجتماعیِ فعلی در برخورد با تماشاگر، ناهماهنگی‌های بسیاری دارد، ناهماهنگی‌هایی كه همچون نیرویی منفی، شعله‌ی فیلم را رو به افول می‌برد.

عمده‌ی این تقابل منفی، به عدم همراهی روایت سینمایی با روایت اجتماعی مربوط است . انسان موجودی اجتماعی است و در مسیر زندگی با تنوع رویدادها روبه‌روست ، اما نگرش سینماگران ما عمدتاً محدود به عناوین و مقولات خاصی است . توجه به روایت‌های دختر و پسری و كسب ثروت بیش‌تر، كه معمولاً قهرمانان عاشق ‌پیشه را برای ازدواج به دام یك كشمكش می‌اندازد ، ساده‌ترینِ این گونه روایت‌هاست.

اما باید توجه داشت كه همه‌ی زندگی، دختران و پسران مجرد نیستند؛ همه‌ی زندگی، ازدواج نیست؛ همه‌ی زندگی، كمبود مالی نیست. افق دید سینماگر اجتماعی باید اجتماع را با تمام افرادش و در همه‌ی سنین و رویدادها ببیند . وقتی می‌گوییم اجتماع، یعنی از كودك تا سالمند؛ یعنی از بیكار تا رییس؛ یعنی از تحصیل و بالندگی تا مرگ و میر.

نمی‌توان با نگاه محدود، از همه‌ی اجتماع توقع برخورد عام و بدون محدودیت را داشت. این مشكلی است كه در عمده‌ی آثار سینمای اجتماعیِ فعلی دیده می‌شود و همین امر باعث شده كه فیلم‌ها توفیق مناسبی از جانب تماشاگر یا اجتماع پیدا نكنند .

تاثیر سینما بر جامعه

بی گمان ارتقای سطح کیفی آثار سینمایی تاثیر بسزایی در رشد ابعاد فکری، فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی و تجاری جامعه خواهد گذاشت.

ابعاد تاثیرگذاری سینما و دیگر تولیدات تصویری به لحاظ فرهنگی و اجتماعی و نقش آن ها در ترویج افکار، رفتار، ارزش ها و باورها در بین مخاطبان را می توان به نوعی با تعداد مخاطبان آن (چه مستقیم و چه غیرمستقیم) ارزیابی کرد.

در سینمای جهان فرم های روایتی متفاوت و مختلفی تجربه می شود و بیشتر تماشاگران از شیوه های روایت و قصه گویی فیلم ها لذت بیشتری می برند . برای قضاوت درباره یک فیلم نباید فقط به زمان حال محدود بود ، چراکه مخاطبان در سال های آینده هم همین فیلم را خواهند دید و قضاوت خواهند کرد و در نهایت از آن تاثیر می پذیرند و این تاثیر به تدریج در جامعه تسری می یابد.
البته متاسفانه سینما رفتن به علت های مختلفی در بین افراد جامعه کم رنگ شده است . در واقع لذت دیدن، خندیدن و گریستن جمعی را در سینما فراموش کرده ایم . چه بسا می توان گفت ویژگی اصلی سینما، ایجاد خودباوری در جمع برایمان خواهد بود به شرط آن که به نگاه اصیل سینما اعتقاد داشته باشیم . متاسفانه به دلیل بی توجهی به زیر ساخت ها و امکان جذب نشدن سرمایه در بخش سینما ، بسیاری از منابع و ذخایر فرهنگی، ادبی و تاریخی مان فراموش شده و بلااستفاده مانده است این در حالی است که برخی از کشورها دست به تولید آثاری غیراصیل و حتی مغرضانه علیه فرهنگ و تاریخ ایران زدند که فیلم «۳۰۰» سرآمد آن هاست . پس می توان به این نتیجه رسید که ضرورت توسعه سینمای ملی برای مقابله با ساخت این نوع تولیدات در شرایط فعلی بیش از پیش احساس می شود چرا که غفلت از آن تاثیر مخربی بر زیرساخت های فرهنگی و ادبی در بلند مدت خواهد گذاشت . تاثیر سریال های تلویزیونی بر مخاطب و تکرار بخشی از دیالوگ ها در بین مردم و انجام حرکات بازیگران آن نشان می دهد و ثابت می کند که باید چه قدر حساسیت نشان داد. در واقع بهترین گزینه برای شکل دهی آرمانی جامعه ، سینماست به شرطی که بتوانیم از ظرفیت آن به خوبی بهره ببریم.

تاثیر انکارناپذیر هنر بر شکل‌گیری فرهنگ در هر جامعه‌ای، زوایای مختلفی دارد تا جایی که بسیاری از قدرت‌های جهانی سال‌هاست که سلاح‌های خود را در قلافی نگه‌داری می‌کنند که هنر آن را تزئین کرده است.

واقعیت این است که سینما یکی از بزرگترین ابرقدرت‌های فرهنگسازی در دنیا محسوب می‌شود که تاثیر کوچکترین نمای ظاهر شده بر آن را به سرعت می‌توان در میان مردم کوچه و بازار دید . به همین خاطر استفاده از این دنیای مدرن و در عین حال لذتبخش، وسیله‌ای تازه برای نشان دادن فرهنگ‌ها و اندیشه‌هایی است که شاید به سختی بتوان با زبان روزمره بیان کرد .

در حاشیه برگزاری مراسم اسکار و کن ظاهر شدن، لیلا حاتمی بازیگر، با پوششی متفاوت که تلاش برای دست یافتن به پوششی که هم مجلسی باشد و هم با حجاب (که البته موفق بودن و رسیدن به چنین ایده‌آلی جای بحث دارد) بحثی را دوباره به میان کشید که شاید خیلی پیش از اینها باید در سطح مدیریتی و بازار مد و لباس به آن اندیشیده می‌شد اینکه سینما اساسا نقش مهمی در فرهنگ سازی پوشش در جامعه و مد ایفا می کند.

طراحی لباس با در نظر گرفتن هویت فرهنگی و واقعیت‌های روزمره جامعه یکی از عواملی است که می‌تواند از طریق سینما به عنوان یک تریبون بین‌المللی به نمایش گذاشته شود. به طور حتم تاثیر دیدن یک بازیگر زن ایرانی در حالیکه بخشی از آیین و اصالت کشور خود را به تن داشته باشد، در محافلی چون مراسم « اسکار» که شخصیت‌های متفاوت با پوشش‌ها و فرهنگ‌های مختلف در آن حضور دارند، از جنبه‌های مختلف ، بسیار تاثیرگذار است . در این میانه باید دید که مسئولان برای پیوند دادن حوزه لباس با هنرمندان مختلف به خصوص در عرصه سینما چه تدابیری اندیشیده‌اند به طور حتم حرکت فعالان عرصه مد و لباس به همراه هنرهای بصری چون سینما شروعی تازه در فرهنگ و اصالت کشور خواهد بود.

 

 

 

نتيجه گيري :

بدين ترتيب اين سينما خواسته يا ناخواسته نتوانسته و نمي تواند تاثير چنداني بر جامعه و فرهنگ ايراني داشته باشد و حداكثر توانسته برخي از تحولات آن را منعكس كند . اين سينما براي تاثير بيشتر بسياري از موارد غير مجاز و تحريم شده خود را بايد نقض كند كه معلوم نيست نتيجه آن چه باشد .

فرهنگ سينمايي آينده ايران حاصلي از برايند عناصر نمايشي غربي ، ايراني و ديني خواهد بود كه به خاطر حجم گسترده واردات فرهنگي عنصر غربي غلبه خواهد داشت .

سينما با كل جامعه تاثير و تاثر متقابل دارد يا مي تواند داشته باشد . سياستگذاريها طبيعتاً بايد در جهت تسهيل اين امر باشد . بيشتر مباحث منتقدان و جامعه شناسان متوجه به تاثير سينما بر جامعه است و از طرف دوم اين رابطه غفلت دارند . در بحث از سينماي جوامع و كشورها مي توان رنگ و بو و مضامين فيلمها را بر اساس ويژگيها و ساختهاي فرهنگي – اجتماعي آنان دنبال كرد . بدين ترتيب سينما را نمي توان منفك از وضعيت ادبيات ، موسيقي ، نمايش ، معماري و دگر هنرهاي يك جامعه و نيز فلسفه علوم انساني آن تبيين كرد .

منابع :

كتاب سينماي امروز ايران – مجيد محمدي

سینمای مستند چیست؟

سینمای مستند چیست؟

سینمای مستند اغلب به آن دسته از آثار و فیلم های سینمایی اطلاق می گردد که ساختار، مضمون، عناصر و شخصیت های آن از حیث جنس، منطبق بر واقعیت باشند، یعنی بتوان از موجودیت و کارکرد بصری شان برای اثبات واقعیت استفاده کرد.

عین واقعیت بودن اصلی ترین خصیصه یی است که فیلم های مستند را از دیگر فیلم های سینمایی مجزا می سازد، با این وجود می توان در کنار سینمای مستندِ محض و با توجه به انواع تعابیر و تعاریف متنوعی که امروزه از آن در دست است، شاخه یی تازه از این نوع سینما را نیز شناسایی و بررسی کرد؛ سینمای مستندی که با وجود برخورداری از اصول و قواعد از جنس واقعیت بودن، در ساخت و محتوای خود نیز درون مایه های نه چندان پررنگی از وقایع داستانی و خلاقیت های بصری داشته باشد که به اعتباری می توان آن را در گروه وسیعی تحت عنوان کلی سینمای مستند داستانی مورد ارزیابی قرار داد.

بنابراین اغلب می توانفیلم های مستند را به دو دسته ی کلی تقسیم بندی کرد: اول فیلم های مستند خبری و گزارشی و دوم فیلم های مستند خلاقانه. در موجودیت و ساخت فیلم های دسته ی اول نمی توان چندان سراغی از آفرینش های خلاقه گرفت، زیرا همه چیز این نوع فیلم ها معطوف به ابزار و تکنیک های استفاده از لوازم بوده و ارزش های آن ها یکی در روزآمد بودنشان است و دیگری در استفاده های آرشیوی آن ها که گاه به لحاظ تاریخی از اهمیت قابل توجهی برخوردار می شوند.

فیلم های دسته ی دوم (مستندهای خلاقانه) ضمن این که ویژگی های خبررسانی و آگاهی دهی لازم را دارا هستند، از نگاهی پویا و ذهنی خلاقه هم در ساخت و پرداخت بهره مندند که فیلم را از جنبه ی هنری دارای جایگاه خاصی می گرداند. در این نوع فیلم ها کوشیده می شود تنها به نمایش یا بیان یک واقعیت صرف اکتفا نشود، بلکه سعی بر این است که با تکیه بر تحقیق ها و جست وجوهای مورد لزوم، واقعیت ها آن گونه که باید باشند به نمایش درآیند نه آن گونه که هستند. در یک تقسیم بندی دیگر، ذیل آن چه که در بالا آمد، می توان فیلم های مستند خلاقانه را به بخش های موضوعی دیگری تقسیم کرد:

1) مستندهای قوم شناسانه (با هدف شناسایی اقوام، ملت ها و فرهنگ های مختلف)

2) مستندهای معماری – تاریخی (با هدف جست وجوی ویژگی ها و کارکرد بناهای تاریخی به لحاظ معماری)

3) مستندهای حیات وحش (که طی آن گونه های مختلف حیوانی و روش های زیست آن ها و نقش شان در زنجیره ی غذایی طبیعت بررسی می شود)

4) مستندهای آموزشی

5) مستندهای تبلیغاتی (شامل انواع فیلم های صنعتی و تیزرهای تبلیغاتی با اهداف اقتصادی مشخص)

6) مستندهای اجتماعی (با موضوع و مضمون اجتماعی و رویه یی نقادانه)

7) مستندهای بیوگرافیک (که به معرفی چهره ها و شخصیت های برجسته ی علمی، سیاسی، تاریخی، هنری و اقتصادی می پردازد)

8) مستندهای شاعرانه (که اغلب مبتنی بر لحن و زبانی شاعرانه برای رویارویی با پدیده های مختلف است)

9) مستندهای داستانی (با برخورداری از نوعی دوگانگی در بیان یک واقعیت و تغییر میزانسن، به طوری که هم جنبه ی سندیت اثر محفوظ باشد و هم از رگه های دراماتیک بی نصیب نباشد).

 

شاید یادآوری این نکته خالی از لطف نباشد که قدمت سینمای مستند را به تعبیری می توان بسیار طولانی تر از هنر سینما دانست و با مفهوم امروزی اش سینمای مستند نیای سینمای امروزی است؛ قدمتی همپای انسان های هزاران سال پیش که نقش های اثباتی و مستندِ خود را نه با دوربین که با چکش و قلم و نه بر پرده یی نقره یی که بر صخره ها و دیواره ی غارها حک کرده اند، آن گونه که می توان تبارشناسی اجتماعی و سلسله مراتب نهفته در مناسبات انسان ها را از روی آن مستند ات شناسایی و بررسی کرد. بنابراین بیهوده نیست اگر جان مایه ی اصلی سینمای هنری و تجاری امروز را محصول تلاش مستندسازان اولیه ی تاریخ سینما بدانیم.

حتی در پیچیده ترین و پرتکنیک ترین فیلم های داستانی و چندلایه ی امروزی هم با همه ی عناصر واقعی – تخیلی شگفت آور و شخصیت سازی های مدرن و انواع جلوه های بصری، می توان رگه هایی از سینمای مستند را یافت و ارزش اولیه ی مستندسازی را گوشزد نمود. وقایعی که داستان فیلم بر زمینه ی آن شکل می گیرد، نوع بیان، گونه های مختلف انسان ها با طرز تفکرات متفاوت، انواع پوشش ها و حتی خوراکی آنان، می توانند نکات قابل استنادی باشند از یک رویداد اجتماعی یا تاریخی مشخص.

به نظر می رسد علاقه و توجه زایدالوصف امروز مردم به انواع رسانه های اطلاع رسان به ویژه تلویزیون، یکی می تواند همین جنبه ی اثباتی وقایع باشد که حتی المقدور ذهن جست وجوگر مخاطبان را برای کشف های مکرر واقعیت ها به خود جلب کرده است.

تلویزیون و رسانه های بصری دیگر از جمله منابع مطمین و قابل دسترسی هستند که می توانند وقایع را ثبت و عین واقعیت بودن آن را بدون هر گونه خدشه یی تضمین نمایند. حقیقت این است که بعد از پیدایش شگفت سینمای مستند در اوایل قرن بیستم، تاریخ مکتوب طی تحولی عظیم تبدیل به تاریخ مصور شد و هرچه بیش تر اهمیت و نقش سینمای مستند در اشاعه ی اندیشه ها و آگاهی انسان ها آشکار گردید.

امروزه سینمای مستند از هر لحاظ پیوندی ماهوی و ناگسستنی با تحولات اجتماعی و دگرگونی های فرهنگی و سیاسی دارد، چه جهان معاصر به هیچ روی نمی تواند خود را بی نیاز از سینمای مستند بداند، زیرا به طرق مختلف از آن بهره می گیرد؛ از ثبت و بازتاب واقعیت های بیرونی گرفته تا اثرگذاری ژرف و دامنه دار بر عقاید، پندارها، افکار و به ویژه گستره ی ایمانی انسان ها.

بنابراین بدون رویگردانی، شایسته است که ریشه ی روانی این نوع سینما را در ساختارهای گوناگون زندگی مردم تسری بخشید و پویایی و واقع بینی های لازم را در جهت موجودیت و اعتلای همه جانبه ی این نوع سینما به کار بست

 

سید حسین حقگو
سور 1728 مهر

منبع : یادداشت های سینمایی m-reza.blog.ir

 

 

تعریف فیلم مستند

واژه انگلیسی «Documentary» به معنی «مستند» اولین بار در نقدی که بر فیلم رابرت فلاهرتی به اسم موآنا (۱۹۲۶) مورخ ۸ فوریه ۱۹۲۶ (۱۹ بهمن ۱۳۰۴) در روزنامه نیویورک سان منتشر شده بود به کار رفت. این مطلب توسط جان گری‌یرسون مستندساز اسکاتلندی و با نام مستعار (Moviegoer = سینمارو) نگارش یافته بود.

قاعدهٔ کلی گِری‌یرسون در مورد فیلم مستند این بود که از پتانسیل نمایش زندگی در سینما می‌توان در قالب یک هنر جدید بهره‌برداری کرد. هنری که در آن بازیگر «اصلی» و صحنهٔ «اصلی» نسبت به برابرهای خیالی‌شان، در شرح دنیای جدید راهنماهای بهتری محسوب می‌شوند و موادی که «این چنین در حالت خام گرفته شوند» واقعی‌تر از موادی خواهند بود که با بازی ساخته می‌شوند. از این بابت، دیدگاه وی را می‌توان با نظر ورتوف که داستان‌های نمایشی را با اطلاق لقب «زواید بورژوایی» تحقیر می‌کرد مقایسه کرد هر چند که دیدگاه او ظرافت بیشتری دارد. تعریف گِری‌یرسون از فیلم مستند «مواجههٔ خلاقانه با مسلَمات» است که طرفدارانی هم دارد. این تعریف پرسش‌هایی در مورد مستندهایی که حاوی بازآفرینی و نمایش هستند را برمی‌انگیزد.

ژیگا ورتوف در مقالات خود از نمایش «زندگی همان‌طور که هست» (تصویربردای پنهانی از زندگی) و «گرفتن زندگی در حالت ناگهانی» (تحریک یا غافلگیر کردن توسط دوربین) بحث می‌کرد.

پار لورنتز فیلم مستند را «فیلمی واقعی با خصوصیات نمایشی» تعریف کرده است.[۲] دیگران بر این باورند که داشتن نظریه و یک پیام خاص در کنار واقعیاتی که فیلم مستند به نمایش می‌گذارد آن را از سایر گونه‌های فیلم‌های غیرداستانی متمایز می‌سازد

تاریخچه

پیش از ۱۹۰۰

بنابر تعریف، اولین «تصاویر متحرک» را مستند نامیده‌اند. در اینگونه فیلم‌ها یک منظره خاص مانند ورود قطار به ایستگاه، یک کشتی در حال حرکت و یا گروهی از مردم که از کار بازمی‌گشتند نمایش داده می‌شد. فیلم‌های اولیه (پیش از ۱۹۰۰) تحت تأثیر تازگی و جذابیت به تصویر کشیدن حوادث بودند. فیلم‌های کوتاه را فیلم‌های «واقعی» می‌نامیدند. قبل از آغاز قرن بیستم، در فیلم‌ها از داستان خبری نبود و دلیل اصلی آن مشکلات فنی بود: دوربین‌ها تنها زمان اندکی را به تصویر می‌کشیدند و مدت زمان بسیاری از فیلم‌های اولیه در حدود یک دقیقه بود.

۱۹۲۰–۱۹۰۰

در این دوره فیلم‌های سفرنامه‌ای بسیار رایج بودند که به فیلم‌های صحنه‌ای مشهور بودند. یکی از اولین فیلم‌هایی که از مفهوم صحنه‌ای بودن خارج شد «در سرزمین شکارچیان سر» نام داشت که محصول سال ۱۹۱۴ و در آن بدویت و بیگانه‌پردازی در زندگی بومیان آمریکا به تصویر کشیده شده بود. در همین دوره، فیلم‌های مستند فرانک هارلی دربارهٔ سفر وی به قطب جنوب در سال ۱۹۱۹ تولید شد. در این فیلم داستان سفر ناموفق به قطب جنوب توسط ارنست شالکتون (در سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۶) به تصویر کشیده شده بود.

سلاح‌های سیاسی

در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ عموماً فیلم مستند به عنوان اسلحه‌ای علیه نواستعمارگری و نظام سرمایه‌داری تلقی می‌شد. این امر مخصوصاً در مورد آمریکای لاتین صادق بود، اما جامعه در حال دگرگونی کبک کانادا را نیز در بر می‌گرفت. فیلم مستند La Hora de los hornos (ساعت تنورها، از ۱۹۶۸) به کارگردانی اوکاتویو گتینو و فرناندو ای سولاناس، نسلی از فیلم سازران را تماماً تحت تأثیر خود قرار داد.

سبک‌ها

سبک رومانتیک

با معرفی فیللم «نانوک شمالی» ساخته رابرت فلاهرتی در سال ۱۹۲۲، فیلم مستند سبک هنری رمانتیک را تجربه کرد؛ فلاهِرتی تعدادی فیلم عاشقانه تهیه کرد که در اغلب آنها زندگی، افراد در صد سال قبل را نشان می‌داد (برای نمونه در «نانوک شمالی» افراد برای تیراندازی به یک شیرماهی از فاصله نزدیک مجبور بودند از نیزه استفاده کنند که بسیار خطرناک بود). فلاهِرتی در صحنه سازی خود از فناوری فهیم سازی آن زمان استفاده می‌کرد و برای مثال یک کلبه اسکیمویی بدون سقف ساخت. دومین فیلم مستند فلاهِرتی «ماونا» نام داشت که در سال ۱۹۲۶ ساخته شد. اولین بار اصطلاح «مستند» در مورد چنین فیلم‌هایی در مراحل بررسی فیلمنامه‌های این فیلم استفاده شد که فیلمنامه‌نویس آن جان گریسون که با لقب سینمارو («The Moviegoer») در نیویورک سان کار می‌کرد در ۸ فوریه ۱۹۲۶ آن را نوشت.

سبک نیوزریل

نیوزریل یا اخبار جاری روز یکی از روشها فیلم نامه نویسی مستند است که معمولاً بازخوانی وقایعی است که قبلاً اتفاق افتاده‌است و در آن تلاشی برای بررسی موضوع در طی فرایند وجود ندارد. برای مثال، در اغلب صحنه‌های جنگ مربوط به قرن بیستم فیلم‌بردار پس از وقوع حادثه به صحنه می‌رسید و صحنه‌ها را بازسازی کرده و فیلمبرداری می‌نمود. سریال «چرا می‌جنگیم» ساخته فرانک کاپرا یک سریال نیوزریل بود که در ایالات متحده تهیه شد و هدف از ساخت آن متقاعد کردن افکار عمومی آمریکا برای پذیرش عواقب جنگ احتمالی بود. در کانادا برد فیلم ملی کانادا که توسط جان گریرسون تأسیس شد تا اهداف تبلیغاتی دولت را دنبال کند. همچنین نیوزریل‌هایی تهیه شدند که دولت کانادا با استفاده از آنها در برابر جنگ روانی آلمان نازی مقاومت می‌کرد. این نیوزریل توسط رابرت گوبلز تهیه می‌شدند.

سبک رئالیسم

سبک رئالیستی بر انسان در محیط ساخته خود وی تأکید دارد و فیلم‌های مشهور به سمفونی شهر مانند برلین: سمفونی یک شهر بزرگ و مردی با دوربین فیلم‌برداری در این سبک قرار می‌گیرند. در این فیلم‌ها انسان‌ها به عنوان محصول محیط اطراف خودشان ایفای نقش می‌کنند و فیلم کاملاً غیر مشخص و عام است.

سبک تبلیغ گرایی

سبک تبلیغ گرایی فیلم‌هایی را در بر می‌گیرد که با هدف تأثیرگذاری بر مخاطب ساخته می‌شوند. یکی از فیلم‌های تبلیغی مشهور فیلم پیروزی اراده ساخته لنی رفنشتایل است. فیلم چرا می‌جنگیم یک سریال نیوزریل تبلیغی است که به طور آشکارا در پاسخ به فیلم پیروزی اراده ساخته شده‌است و جنبه‌های مختلف جنگ جهانی دوم را به تصویر می‌کشد و هدف آن ترغیب مخاطبان آمریکایی به حضور در جنگ است. این سریال به عنوان یکی از فیلم‌های مطرح، در موزه ملی فیلم ایالات متحده نگهداری می‌شود.

فیلم‌های تلفیقی

پیدایش فیلم‌های تلفیقی پدیده تازه‌ای در صنعت فیلم مستند نبود و اولین بار در سال ۱۹۷۲ این نوع از فیلم در فیلم «سقوط سلسله رومانوف» به کارگردانی اسفیرشاب به دنیای سینما عرضه داشتند. از نمونه‌های جدیدتر می‌توان به فیلم «نقطه منظم» (۱۹۶۴) به کارگردانی امیل آنتونیو دربارهٔ شنیده‌های مک کارتی و «کافه اتمی» که خارج از قالب سینمایی به کار رفته در بقیه فیلم‌های آمریکایی که با تشعشعات هسته‌ای سرو کار دارند ساخته شده‌است (مثلاً به سربازان گفته می‌شد که در صورتی که چشم‌ها و دهان خود را ببندند تشعشعات اتمی بر آنها بی‌تأثیر هستند). در همین حین فیلم «آخرین سیگار» شهادت مدیران شرکت‌های تنباکو در کنگره آمریکا و تبلیغات مربوط به مزیت‌های استفاده از سیگار که در آرشیوها قرار دارد را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

فیلم‌های مستند مدرن

تحلیل گران بر این باورند که این نوع از فیلم‌ها در سینماها با استقبال زیادی روبرو شده که از میان فیلم‌های مطرح مستند مدرن می‌توان به فارنهایت ۱۱/۹ و رژه پنگوئن‌ها اشاره کرد. این نوع از فیلم در مقایسه با فیلم‌های دراما به بودجه بسیار کمتری نیاز دارد. به همین علت شرکت‌های فیلم سازی به این نوع از فیلم توجه زیادی دارند و از آن سود سرشاری را نصیب خود می‌کنند. فارنهایت ۱۱/۹ با فروش سینمایی معادل بیش از ۲۲۸ میلیون دلار و فروش بیش از ۳ میلیون DVD رکورد جدیدی را بر جای گذارد