مقدمه
بدون شک میتوان گفت آموزش اساس و پایه توسعه یک کشور است. اگر جامعهای از نیروهای تحصیلکرده، آموزشدیده و مهارتمحور برخوردار باشد، امکان توسعه همهجانبه (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی) در آن کشور فراهم است. فرهنگ بهعنوان یکی از ابعاد اصلی از ابعاد ذکرشده، زمینهساز همهی توسعه در همهی ابعاد و بهمنزلهی هوایی است که جامعه با آن نفس میکشد. معیارهای توسعه فرهنگی در هر کشور از ویژگیهایی برخوردار است که این عوامل و ویژگیها باید از طریق سیاستگذاریهای فرهنگی بر اساس ارزشها، باورها و نگرشهای آن جامعه اعمال شود و دولتها باید بهعنوان متولی، نظارت و هدایت آن را بر اساس منافع ملی و حفظ ارزشهای فرهنگی بر عهده داشته باشند. در جوامع امروزی، مشارکت افراد و نهادها در امور فرهنگ و هنر بهعنوان یکی از شاخصهای اصلی نشاط اجتماعی و فرهنگی است و یکی از اساسیترین نوع مشارکتها، مشارکت در آموزشهای فرهنگی و هنری است. در کشور ما هم بسیاری از افراد حقیقی و نهادهای مدنی در آموزشهای فرهنگ و هنر به مردم مشارکت دارند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در قالب «مدیریت تولیگری» و گاهی مدیریت تصدیگری بر این روند نظارت و دخالت دارد. اصل بر این است که هر نوع توسعه در ابعاد مختلف باید به دنبال بهرهوری باشد؛ اگرچه بهرهوری در امور فرهنگ و اقتصاد فرهنگ گاهی زودبازده نیست، ولی هدف باید بهرهوری و رسیدن به توسعه فرهنگی باشد، در غیر این صورت منابع اقتصادی و نیروی انسانی به هدر خواهد رفت. هنر سینما به دلیل تنوع رشته و جذابیت خاص برای مخاطبان، اهمیت زیادی در مقایسه با سایر گرایشهای هنری دارد و در حوزهی دیپلماسی فرهنگی و تعامل و آشنایی با فرهنگهای دیگر، از قدرتمندترین رسانهها در شناساندن فرهنگ و هویت ملی یک کشور به کشوری دیگر است. بیشک شناساندن هویت هر ملتی از طریق فرهنگ و هنر آن ملت به سایر ملل جهان از طریق دیپلماسی فرهنگ و هنر باید اولویت اول نهادهای سیاستگذار و ناظر در امر فرهنگ و هنر باشد. اما با نگاه اجمالی به رویدادهای فرهنگی و هنری در دهههای اخیر، بهخصوص در بخش آموزشهای هنری که قبلاً از آن بهعنوان اساس و پایهی توسعه یاد شد، میتوان گفت توجه به توسعهی کمّی بیشتر از توسعهی کیفی صورت گرفته است.چرا و چه شواهدی نشاندهندهی آن است؟
- تقریباً در دو دههی اخیر، میزان صدور مجوزها در حوزهی مؤسسات فرهنگی و هنری و آموزشگاههای سینمایی با سرعت بیشتری و بدون توجه به زیرساختها (بازار کار، تولید و اشتغال) شتاب بیشتری گرفته است.
- تعدد مراکز و نهادهای صادرکنندهی مجوز سبب سردرگمی بسیاری در امر نظارت بر فعالیتهای این مراکز شده است (صدور مجوز برای یک صنف از چند مرجع اداری مختلف).
- افراد مشارکتکننده فاقد هرگونه طرح اجرایی در قالب فعالیتهای هنری هستند و اساساً برای این فعالیت طرحی ارائه نشده و به تأیید کارشناسان و خبرگان فرهنگ و هنر که میبایست در صدور مجوزها بر آن نظارت داشته باشند نمیرسد؛ و فقط به یک اساسنامهی عمومی اکتفا میشود.
- به بررسی صلاحیت افراد از نظر علمی، تجربی و خلاقیت که میبایست در طرح اولیه از جانب متقاضیان ارائه شود، توجه چندانی نمیشود و متولیان امر با شعار توسعه در امر اشتغال، فقط به آمار و ارقام در حوزهی صدور مجوز توجه میکنند و در نتیجه کیفیت فدای کمیت میشود و رشد نامتوازن صورت میگیرد. از نظر کارشناسی، گاهی توسعهی یک شغل خیلی بهتر از ایجاد یک شغل جدید است.
معیارهای شهروندان برای انتخاب یک مرکز آموزش سینمایی چیست؟
- داشتن مجوز معتبر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (البته مدتی است که سازمان فنی و حرفهای هم وارد میدان شده و به صدور مجوزهای آموزشگاههای سینمایی اقدام میکند؛ آیا این کار درست است یا نه، مشکلی است که هنوز بین وزارت ارشاد و این سازمان حل نشده است)
- ترافیک و دسترسی آسان به نقاط مختلف
- شهریهی مناسب
- اساتید باتجربه و صاحبنام
- کیفیت آموزش
- سوابق فعالیت
- امکانات مناسب شامل: پلاتو، تجهیزات سمعی و بصری؛ فضاهای بزرگ و مناسب (مثلاً برای یک آموزشگاه سینمایی با چند رشته، داشتن حداقل ۲۰۰ متر فضا لازم و ضروری است)
